تبليغاتX
شب کولی -
قبله ام کج نیست نیمرخش را دوست دارم
 

خدا ارضايي منصور

خود ارضايي من ، سور ِ در دستهاي از كف رفته

گره پاپيوني حلقه ي دار

و ان يكادو الذي... و اينك كادوي لذت ...

دست مينداز

سر بينداز بانو

انا الهق هق هق هق هقهقهقه قه قه قه قه قه قهه قهقه قهقهه


و اين هم براي دوست ناشناسي كه اصرار به چيستي و كيستي انتخاب من دارد

...

در ناگزير يك معاشقه ام مثل بوسه اي اجباري بر كف دستي كه جلوي دهانم را گرفته است چرا از موضع لب حرف بزنم مي شود همان كف دست بود كه سجده گاه تمام خط كش هاي دنيا شد .

من به جاذبه اعتقاد دارم ولي به افتادن ايمان . سيب مي افتد حتي اگر كرمي درونش به پرواز پيله كرده باشد . شايد اگر آن روز من به جاي نيوتون زير درخت خوابيده بودم پسر فداكار كتاب هاي درسي بودم .

من صراط مستقيم روي زمين گرد را باور دارم ولي به پاي خرچنگ ها دخيل مي بندم

ترجيح ميدهم يك هيولاي بيدار باشم تا زيباي خفته

انتخاب من بيداري است

انتخاب من "انتي خواب"  است

|+| نوشته شده توسط رضا افشاری در جمعه بیست و دوم خرداد 1388
 
 
بالا